![]() |
![]() |
|
| از تاتیمه تاتی افتخاره تاتون بی وین همیش وقاره |
|
درود
برای آشنایی بیشتر با تات ها و شرکت در بحث درباره زبان های باستانی ایران به جمع ما در کلوب گویشوران تات بپیوندید . |
|
+ نوشته شده در
ساعت 19:1 توسط رحمانی |
|
|
Čama manbayenda toləŜ ian tâton num mahv b. « اطلس كامل گیتا شناسی» نام كتابی ست از انتشارات موسسه گیتا شناسی . در آن كتاب كه هر سال با تیراژ بالایی چاپ و منتشر می شود و مخاطبان فراوانی از قشر های مختلف ، به ویژه دانش آموزان دارد ، نام و نشان تالشان و تاتها كلا از كشور جمهوری آذربایجان محو شده است .موسسه تالش شناسی در این مورد نامه ای به موسسه مذكور نوشته است كه متن آن ذیلا آمده است : مدیر محترم موسسه گیتا شناسی با احترام . در ریزومه مربوط به جمهوری آذربایجان ، كه در كتاب « اطلس جامع گیتا شناسی 88 - 87» از انتشارات آن موسسه آمده است ، اطلاعات نادرستی دیده می شود كه لازم است برای اطلاع واصلاح به استحضار رسانده شود . در آن ریزومه ی آماری ، از نژاد ( اقوام و ملیتها ) ی كشور مذكور ، با اینكه از اقلیت های بسیار كوچكی مانند روسها و ارمنی ها یاد شده است ، از تالشان كه بزرگترین اقلیت قومی آن كشورو دارای بیش از یك میلیون نفر نفوس می باشند و از تاتها كه شمارشان حدود یكصد هزار نفر است ، نامی به میان نیامده و همچنین در بخش شهرهای بزرگ آن كتاب به لنكران كه پس از باكو و گنجه بزرگترین شهر جمهوری اذربایجان است ، اشاره ای نشده . به نظر می رسد منبع مورد استفاده آن موسسه محترم فاقد اعتبار بوده و لذا پیشنهاد می شود در این مورد جهت حصول اطمینان ، به منابع معتبر متعدد موجود، از جمله كتاب « فرهنگ تطبیقی تالشی – تاتی – آذری » از انتشارات شركت سهامی انتشارمراجعه فرمایند .12 / 12 / 87
محترما" به استحضار می رساند که ایمیل شما در خصوص تالشان در اطلس جامع گیتاشناسی 87-88 دریافت شد. از توجه و علاقمندی شما نسبت به اطلس گیتاشناسی سپاسگزاریم. لطفا" توجه داشته باشید که کلیه منابع ترجمه شده در نشریات گیتاشناسی بسیار معتبر و جهانی می باشند از جمله کتاب بریتانیکا 2008 که متجاوز از 47 سال است که از امریکا دریافت می شود و بخش معرفی کشورهای جهان با کلیه مشخصات از جمله گروه های نژادی عینا" از آن ترجمه شده و به چاپ می رسد. تا کنون در این مدت طولانی به هیچ عنوان دخل و تصرفی در آمارهای رسمی جهانی که در این کتاب موجود است انجام نداده ایم. امروز پیرو ایمیل شما مجددا به کتاب مذکور رجوع شد و هیچگونه نامی از تالشان در آن موجود نبود. همچنین سایر منابع معتبر از جمله کتاب فیشر ( جهان شناسی به متن آلمانی) نیز چنین آماری منتشر نکرده است. همچنین آمارنامه رسمی ایران ( ناشر مرکز آمار ایران) در انتهای کتاب هیچ یادی از این موضوع نکرده است. امید است مطالب تقدیم شده مورد توجه جنابعالی قرار بگیرد. مجددا از شما سپاسگزاریم. 13 / 12 / 87 با تشکر موسسه گیتاشناسی
مدیر محترم موسسه گیتا شناسی با احترام و سپاس فراوان از توجهی كه به نامه اینجانب مبذول فرمودید . اكنون اگر منابع ایرانی و حتی اسناد و نشریات وزارت امور خارجه نمی تواند مورد رجوع آن موسسه برای اصلاح آمار و احیای هویت یك میلیون تالش جمهوری آذربایجان باشد و سیاست قوم زدایی استالینی هنوز چیرگی دارد ، استدعا دارم راهنمایی بفرمایید به چه ترتیب و از چه راهی می شود اطلاعات مندرج در اطلس گیتا شناسی را با واقعیات منطبق نمود. قطعا آن موسسه محترم بیشتر از اینجانب به ایران و ایرانیت می اندیشد و برای احیای هویت قوم ایرانی تالش از مساعدت راهنمایی دریغ نخواهد نمود. با سپاس و امتنان 14/12/87
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 22:18 توسط رحمانی |
|
|
روزگار ما از یک دیدگاه عصر تشخص ستیزی است. مردم زمانه رو گردان از هرگونه تبعیض و تفاوت، هراسان از هرنوع تشخیص و تمایز، با شتاب هرچه تمامتر به سوی یکسانی و یکدستی و یکنواختی رانده می شوند. پیروان آیین جهان بینی، طرفداران یکسوگرایی اجتماعی و کارگزاران سوداگری آزاد جهانی می کوشند طرحی بیندازند و سامانی بچینند تا در ناکجاآباد هزاره سوم، همگان زیرسلطه یک نظام اقتصادی نامرئی، همه مثل هم بزایند و مثل هم بزیند و مثل هم بمیرند! با این شتاب که هر روز در هر چهار سوی جهان، مرزهای طبیعی، گسست های ضروری و ناهمداستانی های سالم و لازم می شکنند و فرو می ریزند، دیری نپاید که گیتی عاری از آرایشها و برهنه از شکفتگی و زیبایی هایش که بخش کلانی از آنها ناشی از رویارویی تفاصلها و ناهمتایی هاست، خراب آبادی شود هموار و مستوی که در آن ترک و رومی و چینی و زنگی، همه در پشت رایانه هایشان با کیف های سامسونت دردست و تلفن های همراه در جیب و همبرگر مک دونالد در دهان، همه همسان بزیند و بمیرند. متن کامل مقاله در ادامه مطلب
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
ساعت 21:50 توسط رحمانی |
|
|
تاتی یکی از کهن ترین زبانهای ايرانی است که بسیاری از ویژگی های زبانهای باستانی ایرانی را حفظ کرده و به عقیده برخی از زبان شناسان و محققان بازمانده زبان مادی است. گویش های تاتی ، از گویشهای مرکزی ایران است که به دستة شمال غربی زبانهای ایرانی (شاخه ای از زبانهای هند و اروپایی ) تعلق دارند. گویش تاتی از یک سو با سمنانی و از سوی دیگر با تالشی پیوند دارد. گایگر گویش تاتی را زیرگروه لهجه های خطة خزر می داند (اورانسکی ، ص 317) . واژه تات در تاريخهاي ايراني قبل از صفويه به چشم ميخورد، و از زمان شاه عباس كبير به بعد، اكثراً در نوشتههاي جهانگردان خارجي اين واژه به تعبير و تعريف درآمده است. اصطلاح تات در ادبیات مکتوب و بیشتر از آن در ادبیات شفاهی ترکی فراوان به کار رفته است (رجوع کنید به دده قورقود کیتابی ص 40 قدری همانجا). با اینکه استعمال این واژه در میان ترکان ساکن ایران رواج داشت (سومر ص 9) و همسایگان فارسی زبان و یکجانشین آنان نیز با آن آشنا بودند انعکاس آن در ادبیات فارسی بسیار اندک است . ظاهرا مولوی (رجوع کنید به ج 3 ص 65 دهخدا همانجا) نخستین شاعر ایرانی است که تات (به معنای ایرانی ) را به کار برده است . واژه تات یعنی چه ؟ تات در لغت نامه دهخدا چنین آمده است : « تات به قومی فارسی زبان و طایفه ای از ایرانیان اهالی ولایات شمالی که به لهجه ملی سخن رانند گفته می شود . در قفقاز آن قسمت از ایرانیان را که هنوز زبانشان فارسی مانده تات گویند . در ایران لرها خود را از ایرانیان تات می دانند. » آنچه در صد سال اخیر سبب توجه پژوهشگران ایرانی به واژة تات شده است وجود یک دسته گویشهای قدیمی ایرانی در نواحی مختلف نیمة غربی و شمالی ایران است که ترکان ایران و بومیان و فارسی زبانان همان نواحی به تأسی از ترکان آنها را تاتی نامیده اند . متاسفانه تاتی به دلیل مجاورت با مناطق ترک زبان ، و فارس زبان در معرض تهدید و نابودی است . گردآورنده : الهام رحمانی منابع : تات ها / گیتی شکری / تات ها چه کسانی هستند؟ / علی پورصفر قصابی نژاد / پراکندگی قومی استان قزوین / جامعه زنان پژوهنده قزوین / |
|
+ نوشته شده در
ساعت 23:31 توسط رحمانی |
|
|
شكي نيست كه هر كس بخواهد درباره تالش و تاتی تحقيق كند از جمله آثاري كه بايد به آن مراجعه نمايد ، آثار دكتر علي عبدلي است . علي عبدلي بيش از سه دهه است كه درباره تالش مي نويسد و پژوهش مي كند . آغاز كارش به اوايل دهه پنجاه مي رسد . همكاري با مطبوعات آن زمان و پيوستن به زمره نويسندگان راديو گيلان از جمله كارهاي ابتداي دوران فعاليت او به شمار مي ايد . بعدها با پرداختن به تاتها و تالشها، علاوه بر چاپ مقالات متعدد در مطبوعات ، روزنامه نگاري ، اجراي پروژه هاي تحقيقي ، شركت و سخنراني در همايش هاي ايران شناسي ، همكاري در ساخت فيلم هاي مستند مربوط به تالش و…؛ به تاليف اثاري پرداخت كه تاكنون چهارده عنوان از ان منتشر شده است . دوازده كتاب مربوط به تالش و تات و دو مجموعه شعر كه در هر كدام شعر هاي تالشي هم ديده مي شود. آقاي عبدلي شما كارهاي مختلفي درباره تالش انجام داده ايد .تاكنون چهارده كتاب از شما به چاپ رسيده است بي ترديد همچنان سرگرم پژوهش و نوشتن هستيد . به عنوان پرسش اول مي خواهم از كارهايي كه در دست چاپ داريد يا آماده چاپ هستند برايمان بگوييد ؟ ج : كارهايي را كه اكنون با آنها سرگرم هستم سه چهار عنواني هستند . پژوهش تاتها » و يك ترجمه به نام « ترانه هاي مردم و نغمه هاي شادي ». كارهايي هم كه هنوز ناشري ندارند ويا اصلاً به جايي ارائه نشده اند يكي جلد دوم «تالشان كيستند » ، دومي كه از نظر من اهميت بيشتري دارد و مرتب هم در حال بازنگري ويرايش آن هستم، كتاب « تاريخ تالش » از دورترين زمانها تا نهضت جنگل است . كتاب ديگري هم دارم به نام « ماه و مه » كه مجموعه اي از تجربيات ادبي بنده در زمينه شعر و شاعري به زبانهاي فارسي و تالشي و تاتي در ان گرد آمده و منتظرم كه ناشري براي چاپش پيدا شود . در مباحث مربوط به تالش ما تاتها را هم مي بينيم .هر جا اززبان تالشي صحبت مي شود مطمئناً زبان تاتي هم هست . آيا تاتها قومي جدا از تالش هستند ؟ يا نه همان تالشها هستند و زبان تاتي لهجه اي ديگر از زبان تالشي است ؟ ج : براي اينكه يك جمعيت را قوم بدانيم بايد ازقوم يك تعريف داشته باشيم . يعني بدانيم هر جمعيتي با داشتن چه مشخصه هايي يك قوم به شمار مي آيد . با تعاريف علمي موجود نمي توانيم تاتها را قوم بدانيم . ولي تالشان قوم هستند . يك قوم منسجم و كامل . چون تمام شرايط تعريف شده رادارند من بحث تات را به صورتي جامع در كتاب « تاتها » ي خود مطرح و و مفصلاً در اين باره كه تاتها قوم هستند يا نه و درباره تاتهاي داخل و خارج ايران، زبان آنها ، پيشينه آنها ، تاريخ آنها وغيره در آنجا توضيح داده شده. خلاصه كلام اين است كه تاتها يك قوم نيستند . بلكه جماعات پراكنده ايراني زباني هستند كه اقوام ترك آنها را تات ناميده اند . همانطور كه اعراب وقتي به ايران آمدند تمام جماعات ايراني را ـ بدون در نظر گرفتن تفاوتهايي كه دارند ـ عجم خواندند . در واقع تات هم كلمه و نامي شبيه عجم است كه بر طوايف ، جماعات و اقوام مختلف ايراني زبان اطلاق شده است . به همين لحاظ آنها با هم تفاوتهايي دارند . تاتهايي كه در كرانه هاي درياي سياه و در خراسان و سمنان زندگي مي كنند با تاتهاي قزوين و دره شاهرود خلخال متفاوت هستند و هيچگونه قرابت قومي با يكديگر ندارند . هر كدام از اينها ويژگيهاي خاص خوشان را دارند . تاريخ خاص خودشان رادارند و شايد خيلي از اينها خصوصيات قومي خاصي داشتند كه محو و يا فراموش شده است . يا شايد هنوز هم باقي مانده است . بعضي از اين طوايف تات زبان را مي تواينم به يكي از اين اقوام مرتبط كنيم و اين ارتباط به صورت علمي قابل دفاع است . مثلا تات هاي دره شاهرود را بايد بخشي از قوم تالش بدانيم . تفاوت آنها با زبان تالشي به اندازه تفاوتي است كه تالشي ماسالي با تالشدولايي يا تالشدولايي با شاندرمني يا شاندرمني با آستارايي دارد . تات زبانهاي خلخال يعني دره شاهرود و دره خورش رستم و… دقيقاً بخشي از قوم تالش هستند و زبان و فرهنگ آنها دقيقاَ در حوزه زباني و فرهنگي تالش قرار دارد . با تفاوتهاي قومي ، نژادي ، و زباني كه گفتيد بين تاتهاي مختلف وجود دارد آيا اين ها در گذشته هاي دور هم با يكديگر ارتباطي نداشته اند كه ما حالا آنها را به عنوان تات مي شناسيم ؟ ج : نه . اينها جماعاتي هستند كه همه شان ايراني هستند كه در همان گذشته ها هم لهجه هايشان با هم تفاوت داشته است . سرنوشت سياسي متفاوتي با هم داشتند. سرزمين مشترك قومي با يكديگر نداشته اند . اما همه شان ايراني بودند . ايرانيت اينها را به همديگر پيوند مي داد . لهجه ها و گويش هاي شان كه ايراني بود آنها را به هم پيوند مي داد و يك فرهنگ بزرگتر ونيا فرهنگ ايراني اينها را به هم مرتبط مي كرد . ارتباطات معنوي اينها با ديگر بخشهاي ايران مثل مسأله فردوسي و شاهنامه خواني لرها در لرستان و تالش ها در تالش وفارسها در شيراز است كه همه يك مضمون داشته است . اين رشته هاي معنوي و فكري ايراني آنان را به هم مرتبط مي كرد . چون همه شان ايراني بودند و هستند . اما با همديگر ارتباط خاص قومي نداشتند . اينها در شرايط جداگانه و اوضاع و احوال اقتصادي و فرهنگي جداگانه زندگي مي كردند . بنابراين ارتباط به معناي ارتباط قومي و تيره و طايفه اي نداشته اند . هر بخش از اينها در حوزه خاص جغرافيايي كه داشتند . متعلق به يك مجموعه اجتماعي خاصي بودند . نمي توانيم اينها را با هم مرتبط بدانيم . همانطور كه تات ها در نامواژه تات با هم اشتراك دارند و همه با واژه تات آنها را از هم جدا نمي دانند؛ آيا تفاوت قومي كه گفتيد در زبان آنها هم وجود دارد ؟ يا خير زبان و لهجه و گويش آنها به هم نزديك يا يكي است ؟ بله . حتي گويش هاي شان هم با يكديگر فرق دارد. آيا شباهتي هم دارد كه بتوانيم آنها را به يك نيا زبان غير از فارسي يا زبانهاي ايراني وصل كنيم ؟ ج : به غير ايراني و پهلوي بودن خير! . به طور كلي زبانهاي ايران باستان دوشاخه است . يكي پارسيك و ديگري پهلويك . ما در حوزه پهلوي قرار داريم. يعني آذربايجان و دماوند و همدان و تالش و اران و شيروان ـ كه امروزه جمهوري آذربايجان نام گرفته است ـ همه شان در حوزه پهلويك قرار دارند . بخشي از لهجه هاي تاتي كه ممكن است در شاخه پارسيك قرار بگيرد ؛ مي گوييم مربوط به شاخه پارسيك زبانهاي ايراني است . بخشي هم كه در حوزه پهلويك قراربگيرد, كه اكثر تات زبانها در آن شاخه قرار دارند . مي گوييم اينها پهلوي زبانها هستند و اگر بخواهيم به يك زبان مشترك ، يك نيا زبان در مورد زبانهاي ايراني براي اينها قائل شويم و به آن زبان اينها را معرفي كنيم ؛ مي شود گفت كه همه اينها پهلوي زبان بوده اند . چون پهلوي هم مثل فارسي خودمان صورت همگون و يكنواختي نداشته است . در آنهم لهجه هاي مختلفي وجود داشته . امروز هم كه يكسان سازي در فارسي به حد اعلاي خودش رسيده است مي بينيم اصفهاني ها و كرمانيها مثل شيرازي ها و تهراني ها و قمي ها حرف نمي زنند . باز تفاوت لهجه وجود دارد . در گذشته كه ادبيات فراگير و سواد نبوده و مردم نمي توانستند از يك منبع واحد تغذيه ادبي شوند اين تفاوت لهجه ها بيشتر بوده است . و اين تفاوت لهجه ها به علت نبود زبان ادبي همچنان به صورت لهجه هاي مختلف تا امروز باقي مانده اند و تفاوتهاي كاملاً مشخصي با همديگر دارند ازاين رو مي توانيم اينها را در حوزه هاي جغرافيايي بزرگتري به هم مرتبط كنيم . مثلاً تمام تاتهاي حوزه دشت قزوين بيشتر به هم مرتبط و به همديگر نزديك هستند . آنها يك شاخه از تاتي هستند به عبارت ديگر اگر بخواهيم گروههاي تاتي را شماره گذاري كنيم مي شود گفت : تات زبانهاي شماره يك شامل تمام تات زبانهاي دشت قزوين مي شود . تات زبانهاي شماره دو شامل تمام تات زبانهاي حوزه قفقاز مي شود . و يا تاتي شماره سه حوزه اي ديگر را شامل مي شود . ما نمي توانيم شهر به شهر , روستا به روستا , منطقه قومي به منطقه قومي اين مرزها را مشخص كنيم . زبان تاتي رايج در قفقاز بيشتر به فارسي ادبي ما نزديك تر است تا به تالشي . وقتي منظومه درخت آسوريك را كه از متون پهلوي است مي خوانيم ، هيچ كس ترديد نمي كند كه زبان تاتي رايج در قفقاز امروز ادامه همان زبان درخت آسوريك است . يعني هويت اين زبان كاملاً با آن نزديكي مشخص مي شود . اما وقتي بخواهيم همان مقايسه را در مورد تاتهاي سمنان بكنيم , مي بينيم خيلي فاصله هست . در مورد تاتهاي خلخال هم باز مي بينيم چنين فاصله اي وجود دارد . پس اين پراكندگي ها نشانه اين است كه اگر چه اينها در مجموعه يك زبان بزرگتر به نام پهلوي قرار داشته اند اما اختلاف لهجه ها به علت شرايط تاريخي و حوادثي كه رخ داده و خصوصاً نبود زبان ادبي واحد به صورت مستقل و جداي از هم رشد كرده اند . يعني فاصله ها بيشتر شده و كمتر نشده است . بعضي ها از زبانهاي ديگر تأثيرگرفته اند وبعضي با زبانهاي ديگر حتي زبانهاي غير ايراني آميخته شده اند . برخي هم كمتر تلفيق پيدا كرده اند و كمتر تحت تأثير قرار گرفته اند مثل زبان تالشي كه خالص تر مانده است . دستور زبان تالشي تالشدولايي و اسالمي با خصوصيات دستور تالشي ماسالي متفاوت است . ولي باز هر دو شان تالشي هستند . با اينكه اين تفاوتها را دارند نمي توان گفت يكي اصيل تر است و ديگري جديد تر . چون در شرايطي متفاوت و به گونه اي متفاوت به حيات خودشان ادامه داده اند . با اينكه شما تاتي دره شاهرود در خلخال را كاملاً يك لهجه از زبان تالشي دانستيد ؛ و با توجه به اينكه زبان تاتها را شاخه اي از پهلوي بيان كرديد ؛ به عنوان آخرين پرسش درباره تاتها مي خواهم مسأله اي را بپرسم . اگر ما بخش پهلويك زبانهاي ايراني را يك درخت بدانيم ، تاتي قبل از اينكه به تنه اصلي درخت زبان پهلوي وصل شود , به يك شاخه قطور يعني زبان تالشي وصل مي شود يا نه تاتي و تالشي به موازات هم از پهلوي جدا شده اند ؟ ج : منظورتان تاتي كجاست ؟ خلخال يا جاهاي ديگر را مي گوييد ؟ تاتي خلخال خير. چون درباره آن گفتيد كه لهجه اي از تالشي است . منظورم تاتي در كل است . ج : نه , به موازات هم وصل مي شوند . پس تاتي در كل جداي از زبان تالشي است. ج : بله . ما به هيچ وجه نمي توانيم آنها را به تالشي متصل كنيم و به وسيله زبان تالشي به پهلوي مرتبط كنيم . آنها هم خودشان شاخه هاي جداگانه اي از همان تنه و شاخه بزرگ هستند كه در كنار هم و به موازات هم زندگي كرده اند . |
|
+ نوشته شده در
ساعت 23:3 توسط رحمانی |
|
|
دومین همایش تات شناسی با پیگیری های رئیس سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری شهرستان تاکستان جناب آقای فرج رحمانی و مساعدت های ریاست محترم میراث فرهنگی استان جناب آقای دکتر بهرام زاده در سال 87 برگزار خواهد شد . اطلاعات کامل تر در خصوص این همایش و چگونگی شرکت در آن متعاقباً به اطلاع علاقه مندان خواهد رسید .
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 21:5 توسط رحمانی |
|
|
منم کوروش, شاه جهان, شاه بزرگ, شاه دادگر, شاه بابل, شاه سومر و اکد, شاه چهار گوشه جهان. پسر کمبوجیه, شاه بزرگ, شاه آنشان, نوه کوروش, شاه بزرگ, شاه آنشان, نبیره چیش پیش, شاه بزرگ, شاه آنشان. آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم, همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم, مردوک خدای بزرگ دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاههای مقدسش قلب مرا تکان داد... من برای صلح کوشیدم. من برده داری را برانداختم, به بدبختی های آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خودآزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. مردوک خدای بزرگ از کردار من خشنود شد و برکت و مهربانی اش را ارزانی داشت. ما همگی شاد مانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم... من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاههایی را که بسته شده بود, بگشایند. همه خدایان این نیایشگاهها را به جای خود بازگرداندم. همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند, به جایگاههای خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم. همچینن پیکره خدایان سومر و اکد را که نبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود, به خشنودی مردوک, خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نیایشگاههای خودشان بازگرداندم. باشد که دلها شاد گردد. بشود که خدایانی که آنها را به جایگاه های مقدس نخستین شان بازگرداندم, هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم زندگانی بلند خواستار باشند... من برای همه مردم, جامعه ای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم. |
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:11 توسط رحمانی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:10 توسط رحمانی |
|
|
گویش تاتی از کهن ترین گویش های رایج در کشور است که در بخش هایی از استان مرکزی با آن تکلم می شود. در ایران بیش از 9000 گویش رواج دارد که یکی از آنها زبان تاتی است. که بیش از 3000 سال قدمت دارد. در استان مرکزی علاوه بر وفس ، و روستا های اطراف آن ، مردم شهر دلیجان نیز به زبان تاتی با لهجه راجی صحبت می کنند . ودر مجموع بیش از 50 هزار نفر در استان مرکزی تات زبانند. گردآوری واژه ها ، ضبط سخنان تات زبانان و آموزش آن از بهترین راهکارهای نگهداشت و انتقال این زبان است و رسانه ها نیز در معرفی این زبان نقش اساسی دارند. |
|
+ نوشته شده در
ساعت 23:9 توسط رحمانی |
|
|
بزودی اخبار سایت تاتستان در این وبلاگ به اطلاع علاقه مندان زبان و فرهنگ تات می رسد.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 19:15 توسط رحمانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
www.takestan20.com آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1388 اردیبهشت 1388 مرداد 1387 دی 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
| پیوندها |
|
تاکستان فردا ( تاکستانی آباد ) تات ها و ایران RED ROZ کلور ابرشهر پایگاه تالش پژوهی دکتر علی عبدلی زبان تالشی کافی نت آذر تات تاکستان - جنب خوابگاه مرکزی |
|
RSS
|